هفت خوان و خرده‌ای

هفت خوان و خرده‌ای

۷.۵۰۰تومان

داوود، پسرکی روستایی است که دلش می‌خواهد مثل دوستش کهزاد، شجاع باشد. روزی با هم برای شکار به کوه می‌روند و شب، چشم‌هایی در تاریکی برق می‌زنند.

هفت‌خوان و خرده‌ای، مجموعه‌ای است از داستان‌های کوتاه و به هم پیوسته که در کنار هم، داستانی بلند را تشکیل می‌دهند.

موجودی کالا: موجود در انبار دسته: , برچسب:

توضیحات

هفت‌خوان و خرده‌ای را احمد اکبرپور نوشته است. اکبرپور در دانشگاه شهید بهشتی، روان‌شناسی خوانده است. او جایزه‌ی کتاب سال ارشاد را برای قطار آن شب و چند دوره جایزه‌ی شورای کتاب کودک را برای کتاب‌های امپراطور کلمات، رویای جنوبی و دوچرخهدریافت کرد. شب به خیر فرمانده نیز برگزیده‌ی یونیسف شد. هم‌چنین من نوکر بابا نیستم و غول و دوچرخه در سال‌های 2006 و 2011 به فهرست کلاغ سفید کتابخانه‌ی بین‌المللی مونیخ راه یافتند. امپراطور کلمات هم در پکن برگزیده شد. کتاب‌های اکبرپور به زبان‌های انگلیسی، آلمانی، کره‌ای، ایتالیایی و عربی ترجمه شده‌اند.

احمد اکبرپور

شجاعت آن‌قدرها هم مهم نيست

براي خيلي‌ها، كتاب به دو دسته تقسيم می‌شود: رمان و داستان كوتاه. اما قالبِ دیگری هم هست به نام داستان‌كوتاه به‌هم پيوسته که كتاب در ظاهر از چند داستان مجزا تشكيل شده اما در واقع، اين داستان‌ها با ‌هم ارتباط مستقيم دارند. كتاب هفت خوان‌وخُرده‌اي، نوشته‌ی احمد اكبرپور همین‌طور است. اكبرپور سال‌هاست برای كودكان و نوجوانان می‌نويسد و آثارش هم مورد استقبال قرار می‌گيرد. اين بار، اكبرپور توانسته با نثر صميمی و امروزی‌اش، داستان‌های جذاب و باورپذير روايت كند. هدف اصلی او از نوشتن اين كتاب، شايد رساندن اين نكته باشد كه آدم‌ها، هر قدر هم كه در ظاهر قوی و شجاع به‌نظر برسند، هر كدام نقاط ضعفي دارند كه می‌خواهند آن‌ها را پنهان كنند. خلاصه اين‌كه در داستان‌های اكبرپور، هيچ‌كسی خيلی شجاع نيست.

شخصیت اصلی پسربچه‌ای‌ست که در روستا زندگی می‌کند. او دوستی دارد به ‌نام کهزاد که به‌نظر راوی، بسیار شجاع است. انگار چيزی يا كسی نيست كه كهزاد از او بترسد و طبيعتاَ، راوی هم دلش می‌خواهد شبيه دوستش شود؛ بدون ترس دروغ بگوید و هر كاری دوست دارد انجام دهد. شايد این دلمشغولي راوی، شبيه خيلي از نوجوان‌های ديگر باشد؛ او دلش می‌خواهد با گردن‌كلفت‌ها دعوا كند و حال‌شان را جا بياورد.

در روند داستان، راوی طی ماجرايی متوجه می‌شود دوست عزيزش، كهزاد آن‌قدرها هم شجاع نيست و جالب اين‌كه از اين كشفش خيلي هم راضی و خوشحال می‌شود. راوی و کهزاد برای شکار به کوه می‌روند و دو‌ سه روزی آن‌جا می‌مانند. شب، چشم‌های چیزی در تاریکی برق می‌زند. راوی از ترس خوابش نمی‌برد و متوجه می‌شود که کهزاد هم می‌ترسد و بی‌خواب شده است. راوی خوشحال می‌شود.

داستان‌هاي ديگر اين كتاب هم در نهايت، يك درس بزرگ براي نوجوانان دارد؛ آن هم اين است كه سرنوشت هر فرد، در دست خودش است. در نهايت، خود اوست كه زندگي‌اش را مي‌سازد؛ محيط و آدم‌هاي ديگر بر او تاثير مي‌گذارند. اما سرنوشت متفاوت راوي و كهزاد همين نكته را ثابت مي‌كند. در داستان‌های بعدی هم ماجراهای دیگری اتفاق می‌افتد. کهزاد به شهر می‌رود و در گاراژی کار می‌کند. کهزاد هر بار که به روستاشان برمی‌گردد عکس‌هایی از پارک وسینما و دیگر جاهای دیدنی شهر به بچه‌ها نشان می‌دهد. این وسوسه راوی را به شهر می‌کشاند. اما سرنوشتش با کهزاد تفاوت دارد. او به دبیرستان می‌رود و ماجراهای دیگری برایش پیش می‌آید. راوی دیپلم می‌گیرد و در دانشگاه قبول می‌شود و…

نوشته‌شده در تحریریه‌ی نشر افق

اطلاعات بیشتر

پدیدآورنده

احمد اکبرپور

موضوع

شعر نوجوان

سال-انتشار

1394

جلد

شومیز

گروه-سنی

نوجوان

تعداد-صفحات

96 صفحه

شابک

۷-۸۴۴-۳۶۹-۹۶۴-۹۷۸

قطع

رقعی

نوبت-چاپ

سوم

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.


اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “هفت خوان و خرده‌ای”

شما این محصول را به سبد خرید اضافه کرده اید: