ماهی‌ها نگاهم می‌کنند

ماهی‌ها نگاهم می‌کنند

۲۵.۰۰۰تومان

صبح زنگ در را زدند. پلیسی قرمز رنگ، شبیه گوشت دنده،‌ از من می‌خواست که همراهش به کلانتری بروم «برای موضوعی که به من مربوط می‌شد» هیچ توضیح دیگری دریافت نکردم. در حال لباس پوشیدن، حتی تلاش هم نکردم دلیل آن احضار را بفهمم،‌از بس که روشن بود. دلیل با مشت‌های بسته در اتاق مجاور خوابیده بود.

موجودی کالا: موجود در انبار دسته: , , برچسب: ,

توضیحات

درباره رمان ماهی‌ها نگاهم می‌کنند

ژان‌ پل دوبوآ در رمان ماهی‌ها نگاهم می‌کنند روزمرگی‌های روزنامه‌نگاری ورزشی را روایت می‌کند که زندگی‌اش به ناگاه با ورود پدری الکلی به هم می‌خورد. پدر که پس از مرگ مادر ناپدید شده بود، حالا پس از سال‌ها پا به زندگی پسرش گذاشته است. این داستان شرح طنزآمیز و منتقدانه‌ی زندگی مدرن شهری، شکاف میان نسل‌ها و مکانیکی شدن روابط میان انسان‌هاست. این رمان را اصغر نوری از زبان اصلی (فرانسوی) به فارسی برگردانده است.

در این کتاب می‌خوانیم:

بعد از شام تا اقیانوس پیاده رفتم. آب چنان آرام بود که ستاره‌ها می‌آمدند بر سطحش شنا می‌کردند. روی پاهاشان شناور می‌شدند، مثل عنکبوت‌ها. حتی یک نسیم هم در کار نبود. سیگاری از پاکتم درآوردم و لحظه‌ای بین انگشت‌هام نگه‌اش داشتم. کاغذش مثل پوست یک بچه نرم بود. پر شدم از بوی توتون، مخلوط بوی چرم و عسل، سیگار را گذاشتم بین لب‌هام و کبریتی زدم که سیاهی و عرقِ روی صورتم را روشن کرد. دود وارد دهانم شد و تا ریه‌هام پایین رفت. چرخیدنش را حس می‌کردم، مثل چرخ‌دنده‌های ماشینی که حسابی روغن‌کاری ‌شده بود. این دود را هیچ‌وقت بیرون ندادم.

ژان پل دوبوآ

تو یه آس هستی، پسرم!

ماهی‌ها نگاهم می‌کنند، نوشته‌ی ژان‌پل دوبوآ داستان‌نویس معاصر فرانسه و از قابل تامل‌ترین آثارش به‌شمار می‌رود. او که سال‌ها در مقام گزارشگر و روزنامه‌نگار با نشریات مختلف و مخصوصا نوول ابزرواتور همکاری داشته، در این کتاب قدم به جهان آشنای خود می‌گذارد. شرحی طنزآمیز از سرنوشت خبرنگاری ورزشی که زندگی‌اش تا حد مرگ کسل‌کننده و غیرقابل تغییر می‌نماید. ملغمه‌ای از حیرانی در مدرنیته، تنهایی به سرانجام نرسیده و آرزوهای نداشته.

هیچ‌چیز خوب پیش نمی‌رود

امانوئل زیمرمان بی‌هیچ اشتیاقی بخش بوکس روزنامه را اداره می‌کند. رئیس و همکارانش او را چندان جدی نمی‌گیرند و البته بدبیاری‌ها و رفتارهای گاه مالیخولی‌گونه‌ی زیمرمان هم در این وضعیت بی‌تاثیر نیست. تنها دل‌خوشی امانوئلِ عزلت‌گزین روابط عاشقانه با رز است که آن هم رو به زوال می‌رود. در این میان سر و کله‌ی پدر الکلی‌اش پس از سال‌ها پیدا می‌شود و روزگارش را دگرگون می‌‌کند. نسل امروز از نسل گذشته‌ی خود راه گریزی ندارد.

شاید ماهی‌ها نگاهم کنند‌

کتاب مدعی روایت حوادثی ابزورد و خنده‌دار در زندگی مدرن شهری است. شاید همین جرقه‌ای باشد برای تصور شما از رقم‌خوردن لحظاتی شاد چنان‌که طلوع همه‌ی آفتاب‌هایتان شود اما باید بدانید ژان پل دوبوآ باهوش‌تر از آن است که زیمرمان بینوایش را مضحکه‌ کند. او با نمایش مرگ احساسات متناقض نشان داده هم‌چنان که می‌تواند وادارمان کند به اتحادیه‌ی ابلهانش بخندیم از رخوت آن‌ها در تنگنا قرار بگیریم و از حدت جنونشان منقلب شویم. دوبوآ استادانه و با شوخ‌طبعی مختص خودش زیمرمان را به همه‌ی ما تعمیم می‌دهد؛ نقل واخوردگی در خانواده، جامعه و عواطف و تجربه‌ی روزهایی که درمی‌یابیم در این جهان هیچ‌کس نگاهمان نمی‌کند.

نوشته‌شده در تحریریه‌ی‌ نشر افق

توضیحات تکمیلی

پدیدآورنده

ژان‌پل دوبوآ

مترجم

اصغر نوری

تعداد-صفحات

168 صفحه

جلد

شومیز

سال-انتشار

1398

شابک

978-600-353-463-6

قطع

رقعی

گروه-سنی

بزرگسال

موضوع

داستان‌های فرانسه

نوبت-چاپ

دوم

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.


اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “ماهی‌ها نگاهم می‌کنند”

شما فقط این محصول را به سبد خرید اضافه کرده اید: