جان فانته، چهارگانه‌ی باندینی و دشواری‌های زندگی نویسنده‌ای جوان در لس‌آنجلس

جان فانته، چهارگانه‌ی باندینی و دشواری‌های زندگی نویسنده‌ای جوان در لس‌آنجلس

جان فانته، چهارگانه‌ی باندینی و دشواری‌های زندگی نویسنده‌ای جوان در لس‌آنجلس

جان فانته (1909-1983) نویسنده و فیلم‌نامه‌نویس آمریکایی بود که در سال‌های زندگی طعم شهرت و پذیرش را نچشید، گرچه غولی همچون چارلز بوکوفسکی او را خدای خود نامید. جان فانته در سال 1987، چهار سال پس از مرگش، برنده‌ی جایزه‌ی ادبی پِن آمریکا شد. جهان داستانی جان فانته در جا مخاطب را به خود جذب می‌کند، آن‌هم به‌شکلی تکان‌دهنده: جهانی با شفافیتِ شعرگونه و درعین‌حال، بی‌هیچ غل و غش. دوراهی مبهمی است: اینکه بدانیم چرا آثار فانته‌ی بزرگ سال‌ها کشف‌نشده ماندند، یا اینکه چرا امروز، در قرن بیست‌ویکم چنین به‌گرمی عزیز و گرامی پنداشته می‌شوند.
تقریباً امکان ندارد که بشود منصفانه از عمقِ خردِ انسانی فانته گفت. نثر تحلیل‌گرِ او به نرمی آب و بی‌هیچ تلاش و تقلایی جاری می‌شود و این شاید اصلی‌ترین ویژگی آثار او و کاملاً متعلق به خودش است. نمی‌شود نثر فانته را تقلید کرد؛ نمی‌شود مانند او جمله‌ها را کنارِ هم چید و یک شاهکار ادبی را به انتظار نشست.
سال‌هاست فانته را نویسنده‌ی نویسندگانِ رمان آمریکایی و لس‌آنجلسی می‌دانند و آثارش را تدریس می‌کنند. درنهایت، فانته پنج رمان، یک نُووِلا یا رمان کوتاه و یک مجموعه‌داستان منتشرکرد و پس از مرگش، دو رمان، دو نُوولا و یک مجموعه‌داستان از او منتشر شد. میراثی مختصرومفید از نویسنده‌ای با وقوفِ کامل به اهمیتِ انسانیت، تلاش، سادگی و کمی شانس. در سال 1987 جایزه‌ی پِن آمریکا به جان فانته تقدیم شد. در سال 2009 میدانی در تقاطع خیابان‌های پنجم و گرند اَوِنیو در لس‌آنجلس به‌افتخار جان فانته نام‌گذاری شد. انتشار چهارگانه‌ی باندینی اثر جان فانته در نشر افق با ترجمه‌ی مترجمی انجام گرفته و می‌گیرد که با زبان فانته و جهانِ او آشناست. همچنین، با توجه به اهمیتِ فانته در میان صاحب‌نامان رمان آمریکایی در قرن بیستم، فرصتی مناسب به‌دست‌آمده برای دوستداران این ژانر که در جهانِ فانته سِیر کنند.

جان فانته در هشتم آوریل 1909 در دنوِرِ کلرادو متولد شد. تا پیش از ورود به دانشگاه کلرادو، به چند مدرسه‌ی کاتولیک رفت، اما دانشگاه را هم تمام نکرد. در سال 1929 انصراف داد و با شروع دهه‌ی آشوب‌زده‌ی سی، به لس‌آنجلس رفت؛ به سودای نویسنده‌شدن در شهر فرشتگان. پس از بارها تلاش ناموفق، سرانجام در سال 1938، نخستین اثر فانته، تا بهار صبر کنی، باندینی، منتشر شد و این آغازی بود بر مجموعه‌ای که امروز به نام چهارگانه‌ی باندینی می‌شناسیم. کمی بعد، مشهورترین اثرش، از غبار بپرس را منتشر کرد. او را به‌عنوان نویسنده‌ای می‌شناسند که دشواری‌های نویسنده‌های جوان در لس‌آنجلس را به تصویر می‌کشید.

تا بهار صبر کن، باندینی

تا بهار صبر کن، باندینی

نخستین کتاب از چهارگانه‌ای که زندگی شخصیتی به نام آرتورو باندینی را به تصویر می‌کشند، در سال 1938 منتشر شد. این رمان، اثری تلخ و شیرین است؛ تلخ به‌خاطر غم جاری در آن و شیرین، به‌خاطر توصیف‌ها و تصاویر غزل‌گونه‌اش. کتاب درباره‌ی خانواده، روابط پدر و مادر، فقر و جاه‌طلبی است.

جاده‌ی لس‌آنجلس

جاده‌ی لس‌آنجلس

جاده‌ی لس‌آنجلس درگیری‌های آرتورو باندینی در آستانه‌ی جوانی است؛ در خانه‌ای با مادر و خواهری مذهبی. آرتورو مدام شغل عضو می‌کند و آواره میانِ جهانی ذهنی خود و آنچه دنیای بیرون بر او تحمیل می‌کند، در آستانه‌ی فروپاشی قرار می‌گیرد؛ او به جاده می‌زند تا به لس‌آنجلس، شهر رؤیاهایش برود.

از غبار بپرس

از غبار بپرس

از غبار بپرس مشهورترین اثر جان فانته است و کتاب دیگری از چهارگانه‌ی باندینی. آرتورو باندینی جوان از کلورادو به لس‌آنجلس می‌رود که نویسنده شود. او در هتلی اقامت می‌کند و ماجراها از همین نقطه شکل می‌گیرند. از غبار بپرس امروز به‌عنوان اثری مثال‌زدنی در دانشگاه‌های آمریکا تدریس می‌شود. فانته با هنرمندی تمام، تصویری روشن از شهر لس‌آنجلس در دهه‌ی سی ترسیم می‌کند.

رؤیاهای بانکرهیل

هنرمندی جوان، آرتورو باندینی، نامطمئن از استعداد نویسندگی خود، در جهانِ پساجنگی لس‌آنجلس دهه‌ی سی از راه می‌رسد. آرتورو سردرگم از آینده‌ای که یا مشهور شده و یا کسی حتی اسمش را نشنیده، می‌کوشد داستان زندگی‌اش را خود رقم بزند. آرتورو باندینی آلتر ایگوی جان فانته است؛ همان‌طور که هنری چیناسکی، خودِ دیگر چارلز بوکوفسکی. باندینی مزه می‌پراند، می‌نویسد، عاشق می‌شود، قلبش می‌شکند و درنهایت، رودررو با واقعیت زندگی می‌ایستد. بسیاری رؤیاهای بانکر هیل را از آثار درخشان نیمه‌ی اول قرن بیستم می‌دانند.

نویسنده: ثمین نبی‌پور، تحریریه‌ی نشر افق

 

دیدگاهتان را بنویسید