رمان‌هایی خواندنی در ژانر ادبی طنز سیاه

رمان‌هایی خواندنی در ژانر ادبی طنز سیاه

رمان‌هایی خواندنی در ژانر ادبی طنز سیاه

طنز سیاه سبکی از کمدی و طنز است که با موضوعاتی دست به شوخی می‌زند که اغلب، مسائلی مهم یا دردناک‌اند و صحبت از آن‌ها اگر دشوار نباشد، چندان خوشایند هم نیست. طنز سیاه هم خواننده را به خنده می‌اندازد و هم بذر اندیشه‌ای عمیق را در ذهنش می‌کارد. بن‌مایه‌های اصلی این ژانر ادبی عبارت‌اند از: مرگ، جرم، فقر، جنگ، خشونت، تبعیض، بیماری، نژادپرستی، درماندگی‌های انسانی و مواردی ازاین‌دست. منتقدان ادبی نخستین نمونه‌های طنز سیاه در ادبیات را به آریستوفان (متولد سال 448 پیش از میلاد) نسبت داده‌اند؛ شاعری بزرگ و طنزپردازی نویسنده که قرن‌هاست آثارش در سراسر جهان ترجمه و نمایش‌نامه‌هایش اجرا می‌شوند. البته ناگفته نماند که عبارت «طنز سیاه» حاصل ذوقِ بی‌نظیر آندره برتون است؛ در سال 1935 و زمانی‌که مشغول بررسی و ترجمه‌ی برخی از آثار جاناتان سوئیفت بود.

طنز و در امتداد آن، خنده، سلاح انسان است در برابر دشواری‌هایی که گاه ذهن در برابر آن‌ها عاجز می‌شود. اثری که در ژانر طنز سیاه نوشته شده، شاید اصلاً تلخ و تعمق‌برانگیز باشد؛ اما درنهایت، موقعیت‌سازی و شخصیت‌پردازی نویسنده است که خواننده را به خواندن و ورق زدن صفحات وامی‌دارد.

منگی

نمونه‌هایی از طنز سیاه در نشر افق:

رمان «منگی» اثر ژوئل اگلوف

راوی نوجوان با مادربزرگ خود در حومه‌ی شهر زندگی و در کشتارگاه نزدیکش کار می‌کند. محیط آلوده و خشن است و راوی شوخ‌طبع و امیدوار. رمان منگی با وجود تمام تاریکی‌های موجود، روح طناز و شاعرانه‌ی زندگی را حفظ می‌کند.

عوضی

رمان «عوضی» اثر ژوئل اگلوف

عوضی در سال 2008 منتشر شد. نویسنده ژوئل اگلوف است که او را به‌خاطر کتاب منگی می‌شناسیم که پیش‌تر برنده‌ی جایزه‌ی لیور انتر در فرانسه شد. رمان عوضی داستان مردی است که همیشه با دیگران اشتباه گرفته می‌شود، در‌حالی‌که خود نیز از شناسایی هویت واقعی‌اش عاجز است.

ادموند گانگلیون و پسر

رمان «ادموند گانگلیون و پسر» اثر ژوئل اگلوف

در روستایی دورافتاده به نام سن‌ژان، ادموند گانگلیون حرفه‌ی مرده‌شوری و کفن‌ودفن دارد. ادموند و همکارانش، ژرژ و مولو، روستاشان را ترک نمی‌کنند و البته آدم زیادی هم به آنجا سرنمی‌زند. گانگلیون، درمانده از کسب‌وکار بی‌رونقش، در آرزوی مرگ است؛ البته مرگ آدم‌های دیگر.

شوخی می‌کنید مسیو تانر

رمان «شوخی می‌کنید، مسیو تانر» اثر ژان پل دوبوآ 

این کتاب ماجرای مردی است که خانه‌ای نیمه‌ویرانه را پس از مرگ عمو، به ارث می‌برد. واگویه‌های مسیو تانر و توصیف‌های نویسنده از بلبشویی که گرفتارش شده، درعین‌حال، احساس تعلق او به زمین و خانه و بازتعریف ارزش‌های انسانی برای قهرمان داستان، از نقاط عطف کتاب است.

ماهی‌ها نگاهم می‌کنند

رمان «ماهی‌ها نگاهم می‌کنند» اثر ژان پل دوبوآ 

شخصیت اصلی رمان، مردی سی‌ساله و تنهاست که در سرویس ورزشی یک روزنامه کار می‌کند؛ گزارشگر مسابقات بوکس که از این ورزش بیزار است. ده سال پیش مادرش فوت کرده و بازگشت ناگهانی پدرش، زندگی او را به هم می‌ریزد. پدر دائم‌الخمر و بی‌خانمان، تنها یک خواسته دارد: «منو بکش پسر!»

گهواره‌ی گربه

رمان «گهواره‌ی گربه» اثر کرت ونه‌گوت جونيور

از میان آثار کرت ونه‌گوت این رمان در کنار سلاخ‌خانه‌ی شماره‌ی پنج بیش از همه تحسین‌شده‌اند. گهواره‌ی گربه درباره‌ی نویسنده‌ای است که می‌خواهد راجع به بمب اتم بنویسد. ونهگات در این رمان طنز سیاه را با مایه‌های علمی‌تخیلی ترکیب کرده و بسیاری از مفاهیم معاصر مثل فرهنگ جنگ را به سخره می‌گیرد.

زنبورهای خاکستری

رمان «زنبورهای خاکستری» اثر آندری کورکوف

زنبورهای خاكستری ماجرای شعله‌ور شدن آتش درگیری میان روسیه و اوکراین بر سر منطقه‌ی کریمه است. مردی بازنشسته به نام سرگی در منطقه‌ی خاکستری میدان جنگ زندگی می‌کند. اوضاع که وخیم می‌شود، تصمیم می‌گیرد زنبورهایش را نجات دهد؛ و این آغاز درگیری‌های اوست؛ بازتابی از جنگ با طنز سیاه.

این ساندویچ مایونز ندارد

رمان «این ساندویچ مایونز ندارد» اثر جی.دی. سلینجر

جی. دی. سلینجر در زندگی‌اش فقط یک رمان و بیست‌و‌دو داستان‌کوتاه نوشت. بااین‌همه جایگاه او در تاریخ ادبیات داستانی جهان مهم است. او پس از موفقیت باورنکردنی رمان ناتور دشت به نویسنده‌ای گوشه‌گیر و اسرارآمیز بدل شد. این ساندویچ مایونز ندارد گزیده‌ی ده داستان‌کوتاه از سلینجر است.

داستان عاشقانه‌ی سرقت

رمان «داستان عاشقانه‌ی سرقت» اثر پیتر کری

هنرمندی ورشکسته در زندگی شخصی و هنری‌اش، زندگی پرهیاهو و مشقت‌بار خود و مقابله‌اش با جهان را با زبانی طنز روایت می‌کند. او پس از دزدی تابلوهای خودش از همسر سابقش، زندانی و سپس تبعید شد. زنی به نام مارلن وارد زندگی‌اش می‌شود و عشق و هیجان و کمدی بالا می‌گیرد.

 

نویسنده: ثمین نبی‌پور، تحریریه‌ی نشر افق

دیدگاهتان را بنویسید