فرصت چند روز زندگی با پدرخوانده

زندگی با ناپدری

فرصت چند روز زندگی با پدرخوانده

عطیه میرزاامیری، روان‌شناس کودک و نوجوان: طولانی‌ترین آواز نهنگ یکی از محبوب‌ترین کتاب‌های کودک و نوجوان است. چرا؟ چون دربردارنده‌‌ی تمام کلیدواژه‌هایی است که برخی از کودکان و نوجوانان در برهه‌ای با آن روبرو می‌شوند؛ عشق، قهر، دوستی، امید، ناامیدی و صلح مفاهیمی است که ژاکلین ویلسون در این کتاب از آن‌ها می‌گوید. در این مطلب با ما باشید تا به موضوع زندگی با پدرخوانده بپردازیم.

درباره‌ی رمان طولانی‌ترین آواز نهنگ، روایتی از زندگی با پدرخوانده

الا دختر هشت ساله‌ای است که با مادر و ناپدری‌اش زندگی می‌کند. مادر او باردار است و موقع زایمان به کما می‌رود. غم الا بابت به کما رفتن مادرش یک طرف و چالش‌هایی که او با جک، ناپدری‌اش، دارد یک طرف دیگر داستان است. در این دوره، الا تلاش می‌کند با پدر واقعی خودش ارتباط بگیرد و بتواند با او زندگی کند. اما بعد از دیدار کوتاهی با پدر، او متوجه می‌شود که در زندگی پدرش هم نقشی ندارد و این موضوع او را غمگین‌تر می‌کند.

در ابتدای داستان، چالشِ الا به رسمیت نشناختن عشق مادر و ناپدری‌اش به یکدیگر است. او نمی‌خواهد قبول کند که مادرش، مرد دیگری را دوست دارد و حتی از او باردار است. او دائم در ذهن خودش عشق آن‌ها را عشقی بی‌اصالت می‌خواند و آن دوست داشتن را به توفانی تشبیه می‌کند که دیر یا زود آرام می‌گیرد و تمام می‌شود. «برای آدم‌های بزرگی مثل مامان و جک این‌جور مسخره‌بازی‌ها احمقانه است و دل آدم را به‌هم می‌زند. مخصوصاً که هردو معلم‌اند.» کمی که می‌گذرد، خودگویه‌های الا مشخص می‌کند که او از این ازدواج خبر نداشته است و مادرش و جک ناگهانی با هم ازدواج کرده‌اند.

طولانی‌ترین آواز نهنگ

دوری از پدر و زندگی با ناپدری

مسئله‌ای که ممکن است برای برخی از کودکان که والدین آن‌ها طلاق گرفته‌اند، رخ بدهد؛ پدر یا مادر بعد از جدایی با فرد دیگری آشنا می‌شوند و بدون اینکه به فرزندشان بگویند با آن فرد ازدواج می‌کنند. این تغییر ناگهانی در زندگی کودک باعث می‌شود که او واکنش‌های ناسازگارانه‌ای داشته باشد. در ابتدا، او نسبت به عشق والدش و همسر جدید او جبهه می‌گیرد و بعد، با ناپدری یا نامادری‌اش دشمن می‌شود. زیرا گمان می‌کند آمدن این فرد جدید باعث کم‌رنگ شدن یا ناپدید شدن عشق مادر یا پدرش به او شود. حتی اگر ناپدری یا نامادری فردی مهربان باشد و به کودک مهربانی کند، او این دوست‌‌داشتن را نمی‌پذیرد و نسبت به همه‌ی رفتارهای همسر جدید گارد می‌گیرد.

در بخش دیگری از این داستان در ادامه‌ی موضوع زندگی با ناپدری گفته می‌شود که الا گمان می‌کند در زندگی مادرش و جک یک آدم اضافه است و ناپدری‌اش به‌زور او را تحمل می‌کند. «جک یک ذره هم من را دوست ندارد. فقط من را تحمل می‌کند چون‌که مثل یک بسته همراه مامانم بودم. ترجیح می‌دهد اصلاً وجود نداشته باشم. احساس من هم نسبت به او همین است.» این احساسی است که تا مدت‌ها همراه کودکانی است که والدین‌شان از هم جدا شده‌اند. آن‌ها عذاب وجدان دارند و گمان می‌کنند که فردی اضافی در زندگی والدینشان بوده‌اند. این فکر حتی در روابط دوستانه‌شان هم تأثیر می‌گذارد. شبیه الا که فکر می‌کرد دوست صمیمی‌اش در مدرسه، دیگران را به او ترجیح می‌دهد و زمانی‌که الا غیبت می‌کرد و به مدرسه نمی‌رفت، فکر می‌کرد دوستش برای او جایگزینی انتخاب کرده است.

مسیر پرپیچ‌وخم پذیرش حضور پدرخوانده

اما اتفاق خوب در داستان طولانی‌ترین آواز نهنگ این است که جک تمام تلاش خودش را می‌کند تا حسن‌نیتش را به الا نشان دهد. او بدون اینکه به الا ترحم کند یا از طرفی دیگر او را نادیده بگیرد، خیلی معمولی و انسانی با الا ارتباط می‌گیرد. برای نمونه، زمانی‌که الا سعی دارد با پدرش تماس بگیرد و مدتی را با او بگذراند، جک کمک می‌کند تا الا به این خواسته‌اش برسد و حتی زمانی‌که پدر الا به او توجه نمی‌کند، این جک است که مراقب الا است و با تمام وجود نمی‌گذارد الا حس بدی پیدا کند. با این همه، الا نسبت به جک خشم دارد و گاهی این خشم به سمتی می‌رود که او جک را مسبب بیماری مادرش می‌داند. اما کم‌کم، مراقبت‌های پنهانی جک از الا و گفت‌وگوهای دو نفره‌شان این امکان را به الا می‌دهد تا باور کند وجود جک در زندگی‌اش اهمیت دارد. برای نمونه، وقتی الا مریض می‌شود، جک مراقب اوست و در جایی از داستان، ناگهان او را در آغوش می‌کشد: «ما هیچ‌وقت هم‌دیگر را بغل نمی‌کنیم. حتی دست‌های‌مان هم بهم نمی‌خورد. آن‌وقت حالا این‌جوری رویم افتاده. موهای آشفته‌اش روی صورتم است. می‌خواهم کنارش بزنم. این پدر من نیست. فقط ناپدری‌ام است و دوستش ندارم. هیچ‌وقت دوستش نداشته‌ام. اما تنها کسی است که دارم. دست‌هایم می‌رود دور گردنش و محکم به او می‌چسبم.»

در پایان داستان، وقتی جک کمک می‌کند تا الا پروژه مدرسه‌اش را پیش ببرد، صلح میان آن‌ها تکمیل می‌شود و الا باصراحت به جک می‌گوید: «خوشحالم ناپدری‌ام هستی!»

نکته‌ی دیگری که ویلسون در این کتاب به آن اشاره کرده، چالش‌ها و دلهره‌های الا برای روبه‌رویی با پدرش است. وقتی پدر و مادر کودکی از هم‌دیگر جدا می‌شوند و او برای مدتی طولانی از یکی از والدینش خبر ندارد، وقتی می‌خواهد دوباره آن والد را ببیند، دلهره دارد و هم‌زمان امیدوار است که مادر و پدر واقعی‌اش دوباره عاشق هم شوند و به زندگی سابق خودشان برگردند.

در این کتاب با موضوع زندگی با ناپدری، الا برای واقعی شدن این امید واهی نیز تلاش می‌کند. او تا مدت‌ها این امید را با خودش حمل می‌کند و برای انسجام دوباره زندگی قبلی‌اش نقشه می‌کشد و زمانی‌که به نتیجه نمی‌رسد غمگین و خشمگین می‌شود و این فرایند را تا لحظه‌ای که به پذیرش برسد، طی می‌کند. غفلت پدر الا، این پیام را به او می‌رساند که دیگر نباید از پدرش انتظار مراقبت داشته باشد. از طرف دیگر، شایستگی‌ها و مراقبت‌های ناپدری‌اش بیشتر به چشمش می‌آید.

رمان طولانی‌ترین آواز نهنگ به چه کسانی کمک می‌کند؟

طولانی‌ترین آواز نهنگ داستانی است که وقتی کودک یا نوجوانی که درگیر طلاق و ازدواج مجدد والدینش است، بخواند با رفتارها، احساسات و افکار الا هم‌ذات‌پنداری خواهد کرد. برای همین، این کتاب می‌تواند برای این گروه از کودکان و نوجوان، برای والدینی که تازه از هم جدا شده‌اند یا کسانی‌که می‌خواهند با کسی که فرزندی از همسر قبلی‌اش دارد، ازدواج کنند بسیار مناسب است.

تحریریه افق

دیدگاهتان را بنویسید